پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
279
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
افراد قزلباش كاملا آزاد و مستقل هستند و هر وقت بخواهند مىتوانند از حقوق يا مستمرى خود چشم بپوشند و از خدمت شاه به خدمت يك خان يا سلطان و يا از خدمت يك خان به خدمت خان ديگرى درآيند و در جنگها فقط از سران خود ، يعنى از كسانى كه پول آنها را مىپردازند ، اطاعت مىكنند . در ايران تقريبا تمام اراضى به شاه تعلق دارد و تاجر و صنعتگر و زارع مستقل بهطور كلى يا وجود ندارد يا اگر هست ، با وضع بدى زندگى را مىگذراند مگر اينكه از شاه يا از يكى از وزراى او حقوق دريافت كند ؛ در نتيجه همهء قزلباشها سربازى را ترجيح مىدهند و كسانى كه بخواهند بدون حقوق مستمرى زندگى كنند در بين آنها بسيار نادرند . تعداد افراد سى و دو قبيلهء قزلباش نيز يكسان نيست . عدهء برخى از طوايف به ده تا دوازده هزار نفر مىرسد ؛ در حالى كه عدهء برخى ديگر ، از پانصد نفر تجاوز نمىكند . افراد بعضى از قبايل ، همه سرباز هستند ، در صورتى كه بعضى ديگر رغبتى به سربازى از خود نشان نمىدهند . شخص شاهعباس از قزلباشها يا از تاتها نيست ، بلكه به خانوادهء شيخاوند تعلق دارد ، كه نسب آنان به شيخ صفى مىرسد . اعقاب اين خانواده اصلا از نژاد عرب و از نسل على ، داماد محمد ، بودند . اولاد محمد در ميان مسلمانان پراكنده هستند و تركها به آنان امير ، و عربها شريف و ايرانيان و هندىها سيد مىگويند كه معنى آقا مىدهد . بازماندگان و فرزندان شيخ صفى براى اينكه خود را از ساير سادات مشخص كنند ، نام شيخاوند بر خويش نهادند و تعداد آنان قريب به دو هزار نفر است و بيشتر ساكن اردبيل هستند ، زيرا اين شهر موطن شاهصفى بوده است . قزلباشها به شاهاسمعيل براى رسيدن به سلطنت كمك فراوان كردند و با خاموش كردن نسل اوزون حسن حكومت را از دست تركمنها به در آوردند . سابقا خانها و سلطانها منحصرا از بين آنها انتخاب مىشدند و خلاصه حكومت با آنان بود و به تاتهاى بدبخت ، يعنى مردمان اصلى اين سرزمين ، هميشه زور مىگفتند ولى شاهعباس در خفا از قزلباشها نفرت دارد ، زيرا در اوان سلطنت و موقعى كه جوان بود ، خيلى در معرض گردنكشى اين عده قرار گرفت ، و آنان نه تنها در مدت حيات پدرش برادر بزرگ او ، حمزه ميرزاى باكفايت ، را هلاك ساختند « 1 » ، بلكه مادرش را نيز كه اهل مازندران بود در آغوش پدرش ، سلطان محمد خدابنده ، كشتند و نعشش را در خيابانها كشيدند . چيزى كه بيش از همه مايهء
--> ( 1 ) . حمزه ميرزا ، برادر بزرگ شاهعباس ، به دست سلمانىشاه به نام خداوردى به قتل رسيد . رجوع شود به تاريخ زندگى شاهعباس تأليف استاد نصراللّه فلسفى ، جلد اول صفحات 110 و 111 . - م .